کارکرد ارزشها

اما کارکرد ارزش‌ها چیست؟ 


در پایه اول و اصلی، تمامی انتخاب‌های انسان از فیلتر ارزش‌ها می‌گذرند. ارزش‌های فرد در حقیقت خطوط قرمز او در مواجه دیگران با حریم شخصی او هستند. همچنین ما برمبنای ارزش‌هایمان به امور، رفتارها و افراد برچسب خوب یا بد می‌زنیم و در واقع آن اتفاق، رفتار یا فرد را با ارزش‌های خود می‌سنجیم. همچنین رضایت‌مندی درونی از رعایت ارزش‌ها ریشه می‌گیرد. فردی را در نظر بگیرد که ماجراجویی در سفر برایش ارزش است. این فرد حتی در صورت رسیدن به مقصد و خسته بودن دست به اکتشاب بزند رضایت درونی خواهد داشت. اما در مقابل کسی که آسایش برایش ارزش است قطعا ابتدا به رفع خستگی خواهد پرداخت.
آنچه باعث رضایت ما می‌شود بگونه‌ای نشانه ارزش‌های ماست. با پرسیدن این سوال که: چه چیز من را راضی می‌کند؟ چه اتفاقی اخیرا مرا بسیار ناراحت یا خوشحال نموده است؟ با پاسخ به این سوال می‌توان به یکسری از ارزش‌های درونی خود دست یافت. 


1- ارزش‌ها انتخابی نیستند. ما ارزش‌هایمان را انتخاب نکرده‌ایم، بلکه در اثر محیطی که در آن رشد کرده‌ایم و با توجه به آموزش و پرورشی که دیده‌ایم آنها را پذیرفته و در خود رشد داده‌ایم.
2- عنوان ارزش‌ها یکسان است، اما برداشت هر فرد متفاوت. ممکن است بسیاری از افراد ارزش صداقت را در خود بسیار با اولویت بدانند، اما از نظر هرکس تعریف صداقت متفاوت است. بنابراین وقتی دو نفر می‌گویند صداقت برای من مهم است، منظور یک موضوع یکسان نیست و باید فهمید از نظر هرکدام صداقت چه معنایی دارد.
3- ارزش‌ها اموری کاملا نسبی هستند. محدوده ارزش‌ها معین نیست. اینکه غرور دقیقا به چه معناست و دایره آن چه میزان است قابل تشخیص نیست.
4- ارزش‌های بیشتر مفهوم هستند و نتیجه آن در رفتار، قضاوت‌ها و انتخاب‌های مشهود می‌گردد. بنابراین بسیار ساده و آسان می‌توانند به بهانه‌هایی جهت اموری منفی استفاده گردند. 
مثلاً کارمندی را در نظر بگیرید که ارزش مهمی مثل «درستکاری» دارد. حالا این کارمند در موقعیت بسیار حساسی قرار می‌گیرد و به او پیشنهاد یک رشوه‌ی قابل‌توجه با مبلغ هنگفت می‌کنند. سؤال اینجاست که این کارمند چه تصمیمی می‌گیرد؟ او به ارزش‌هایش رجوع می‌کند. داشتن پول برای او مهم است، اما به دنبال راه‌های مشروع و قانونی برای کسب پول است؛ بنابراین وقتی در این شرایط قرار می‌گیرد، باوجوداینکه مبلغ بالا می‌تواند کاملاً وسوسه کننده باشد، او تصمیمش را بر اساس ارزش اصلی زندگی‌اش یعنی «درستکاری» می‌گیرد. پس رشوه را رد می‌کند و کار درست را انجام می‌دهد!

کسی که ارزش‌های مشخصی دارد، در هر شرایطی آماده‌ی تصمیم‌گیری است، می‌داند که باید چه کاری انجام دهد و بر سر دوراهی‌های مهم توانایی انتخاب دارد.
مردد بودن نشانه تقابل دو ارزش در وجود ماست