هدف چیست

هدف چیست


هدف همان مقصد است. ریشه ایجاد هدف در نیازهای انسان است.


نیاز (Needs): هر انسانی بصورت ذاتی با نیازهایی بدنیا آمده است. نیازهای فیزیولوژیک (غذا، آب، خواب، سلامت...) که به بقای انسان مربوط است. نیازهای امنیتی، نیازهای اجتماعی (حس تعلق، محبت، توجه...) نیازهای درونی (عزت نفس، احترام، اعتماد بنفس...) و نیازهای خودشکوفایی (معنویت، اخلاق، خلاقیت و ...).

خواسته‌ها (Demands): هر انسانی برای رفع نیازهای خود خواسته‌هایی دارد. بطور مثال یک فرد برای رفع نیاز عطش، خواسته‌هایی مانند آب، آب میوه، نوشابه، شربت و ... می‌تواند داشته باشد.
رویا (Dream): اگر خواسته‌ای، دور از دسترس باشد، به رویا تبدیل می‌شود. در حالت عادی، برای اغلب انسان‌های روی زمین، آب یک رویا نیست. اما برای فردی تشنه که در میان بیابان قرارداد، آب می‌تواند رویا باشد، چون دور از دسترس است.
هدف (Goal): رویایی که برای آن برنامه داریم و به سمت آن پیش می‌رویم، به هدف مبدل می‌شود.
اشتیاق سوزان (Burning Desire): اگر هدفی همه جنبه‌های زندگی ما را تحت پوشش قرار دهد، آن موضوع به اشتیاق سوزان ما مبدل می‌گردد. اشتیاق سوزان، بهترین نوع هدف است.
ویژن (Vision): مجموعه‌ای از اهداف هم‌راستا، می‌توانند باعث ایجاد چشم‌انداز شوند. یک ویژن در حقیقت مانند یک افق در پیش روی ما قرار دارد. هیچ‌کس نمی‌تواند به افق برسد، اما مسیر او مشخص می‌گردد و در این راستا اهدافی برایش محقق می‌گردند. 


مهمترین دلیل داشتن هدف این است که باعث می‌شود سختی‌های مسیر را تحمل نماییم. هر کاری را که بتوانیم تا انتها انجام دهیم به موفقیت می‌رسیم. برای رسیدن به انتهای هر مسیر لازم است که بتوانیم سختی‌های آنرا تحمل کنیم (چه کسی حاضر است دور دنیا را سفر کند؟ آنکس که حاضر باشد سختی‌های مسیر را تحمل کند). هدف باعث می‌شود که سختی‌های مسیر را تحمل کنیم و تا انتها تاب بیاوریم. 


آنکه چرایی را بداند، با چگونگی خواهد ساخت «نیچه»


دکتر ویکتور فرانکل در اثر مشهور و جهانی خود انسان در جستجوی معنا نوشته که در طول دوران اسارت در اردوگاه کار آشویتس (اردوگاهی که بیشترین تعداد اسیران قربانی در جنگ جهانی را داشت) بررسی نموده که چه کسانی توانستند از این اردوگاه زنده بیرون بروند؟ جواب این سوال این بود که تنها کسانی که کاری برای انجام در آینده (هدف) داشتند زنده ماندند و توانستند آن شرایط سخت را تاب بیاورند. افرادی که وارد اردوگاه می‌شدند از لحاظ فیزیکی و شرایط همه یکسان بودند، اما تنها هدف باعث شد که درصد کمی (در حدود 5 درصد) از آنها زنده بمانند.
به میزان بزرگی اهداف‌تان، موانع راه کوچک می‌شوند.


هدف برای موفقیت، مانند اکسیژن برای زنده ماندن لازم است.

تعریف هدف
هدف خواسته‌ای است که ما تصمیم گرفته‌ایم برای آن بهایی بپردازیم و آنرا بدست آوریم.
هدف بایدی است که برای خودمان ایجاد می‌کنیم.
هدف رویاهایی است که برای آن دلیل داریم. هرچقدر این دلیل محکم‌تر باشد، رسیدن به آن قطعی‌تر می‌شود.
هر انسانی خواسته‌هایی دارد. اگر بین خواسته و خواهان احساسی ایجاد شود آن خواسته به رویا تبدیل می‌شود. شما از فکر کردن به رویا احساس خوبی پیدا می‌کنید. اگر برای آن رویا دلیلی (چرایی) داشته باشید تبدیل به هدف می‌شود. با یک سوال ساده می‌توانید این موضوع را تحلیل کرد، اگر به هدفت نرسی چه می‌شود؟ هدفی که دلیل نداشته باشد به شما کمک نمی‌کند که سختی‌های راه را تحمل کنید. هر هدفی از یک چرایی آغاز می‌شود و تا زمانیکه ما دلیلی برای انجام آن داشته باشیم، می‌توانیم به موفقیت دست یابیم. 
(شما می‌توانید برای یک ماشین یا خانه دلیل بیاورید؟ چند دلیل می‌توانید بیاورید؟ اما فردی که یکی از عزیزانش به کمک او نیازمند است می‌تواند دلیل بیاورد؟)
همه انسان‌ها دو وضعیت دارند، وضعیت موجود و وضعیت مطلوب. هدف چیزی در وضعیت مطلوب است و ما را به سمت سعادتمندی سوق می‌دهد. اگر فردی برای خودش هدف تعیین نکند، جامعه و شرایط برای او هدف تعیین خواهد کرد و هدف بیرونی یک هدف حداقلی است که نهایتا فرد را در وضعیت موجود نگاه خواهد داشت. اگر انتخاب هدف آگاهانه نباشد، ناآگاهانه خواهد بود.
هیچ حرکتی صورت نمی‌گیرد، مگر برای رهایی از درد و یا رسیدن به لذت (ما حتی یک لیوان آب نمی‌خوریم، مگر برای رفع عطش و رسیدن به لذت سیرابی). از آنجایی که لذت پس از رسیدن حاصل می‌شود، متاسفانه برای بسیاری قابل درک نیست. شما تا یک لذت جدید را لمس ننمایید، نمی‌توانید حس آنرا درک کنید. از طرفی انسان با دردهای خود کنار می‌آید. به رنج‌هایش عادت می‌کند و از این روست که با اینکه همه انسان‌ها بدنبال لذت و فرار از درد هستند، باز هم اکثر آنها راغب به تغییر شرایط موجود نیستند و برای آن کاری نمی‌کنند.


هدف شامل چیزهایی است که می‌خواهیم و نمی‌خواهیم.

ضرورتِ داشتن هدف
هدف چیزی است، که باعث رشد و ارتقا ما می‌گردد. هدف است که ما را از محدود آسایش‌مان خارج می‌کند و به کشف توانایی‌ها و استعدادهای‌مان پیش می‌راند. 
از اولین ویژگی‌های داشتن هدف این است که باعث ایجاد تمرکز خواهد شد. تمرکز از هدر رفتن منابع (انرژی، زمان، پول و ...) جلوگیری خواهد نمود و باعث ایجاد خلاقیت می‌شود. یک ذهن آشفته سرشار از ایده‌ها، طرح‌ها و برنامه‌هایی است که هیچ‌گاه به بار نخواهند نشست. 
هدف باعث تعیین جهت می‌شود. بسیاری از انسان‌ها همه روزه در تلاش هستند، اما به دلیل نداشتن جهت مشخص، سرگردان در زندگی از این سو به آن سو می‌روند. هدف باعث می‌گردد که تغییرات و تصمیمات ما در یک جهت مشخص (هدف) صورت گیرد. ما همه روزه تصمیمات و انتخاب‌های زیادی انجام می‌دهیم. اگر هدفی داشته باشیم، می‌توانیم این تصمیمات و انتخاب‌ها را با آن هدف بسنجیم. اگر مقصدی نداشته باشی، به هر جهت بروی درست است.
هدف باعث تعیین ابزار خواهد شد. وقتی مقصد و مسیر مشخص گردد، شما خواهید توانست ابزار و امکانات لازم را تهیه نمایید. موفقیت نیاز به آمادگی دارد، و بخش بزرگی از آمادگی به این بستگی دارد که ابزار و امکانات لازم را گرد هم آوریم.
ایجاد هماهنگی و همکاری بین اعضا با هدف صورت می‌پذیرد. همچنین خواهیم توانست که در مسیر حرکت خود را بسنجیم و ارزیابی کنیم. در حقیقت یک تیم، از افراد هم هدف تشکیل شده است. هدف مشترک باعث می‌گردد که یک گروه به یک تیم مبدل شوند.
هدف می‌تواند به برنامه ختم شود و موفقیت حاصل برنامه‌ریزی است. هدف رویایی است که برای محقق شدن‌اش برنامه داریم. اگر خواسته‌ها را به تصمیمات و تصمیم‌ها را به برنامه‌ریزی تبدیل نماییم، نیمی از راه حصول به هدف را پیموده‌ایم. هیچ‌انسانی برای چاق شدن و یا شکست در روابط زناشویی برنامه‌ریزی نمی‌کند. همه شکست‌ها حاصل بی‌برنامه‌گی و بی‌برنامه بودن حاصل بی‌هدفی است.