ناپلئون هیل

ناپلئون هیل
نویسنده، روزنامه نگار، وکیل، استاد

ناپلئون هیل (به انگلیسی: Napoleon Hill) متولد(۱۸۸۳ اکتبر ۲۶ -- ۸ نوامبر ۱۹۷۰) نویسنده آمریکایی که یکی از پیشگامان سبک مدرن ادبیات موفقیت شخصی بود. یکی از معروف‌ترین اثر او، بیندیشید و ثروتمند شوید، از پرفروشترین کتاب‌های جهان در زمینه رشد شخصی در تمام تاریخ است.
«هر چه ذهن انسان تصور و باور کند، به او دست می‌یابد»

زندگینامه
«ناپلئون هیل» در ۲۶ اکتبر ۱۸۸۳، در وایز کانتی ایالت ویرجینیا و در منطقه‌ای متولد گردید که بی‌سوادی و خرافات در آنجا بیداد می‌کرد. پدرش جیمز مونرو هیل آهنگر بود. خانه‌ای که او در آن متولد شد، اتاقی کوچک در کنار رودخانه «پراد» در منطقه «وایس کانتی» ویرجینیا بود و همه اعضای خانواده در خانه‌ای که یک اتاق بیشتر زندگی می‌کردند. او وقتي 9 سال داشت مادر خود را از دست داد پدر و نا‌مادريش او را بزرگ كردند.
بعد از مرگ مادر، زندگی برای ناپلئون سخت‌تر شد، زیرا پدر بدون توجه به وضعیت مالی خود، دو سال بعد از مرگ همسرش ازدواج کرد و ناپلئون را به حال خود رها نمود. اما نامادری ناپلئون یعنی مارتا اثر زیادی بر او گذاشت و باعث گردید او به مدرسه و کلیسا برود.
ناپلئون از همان دوران کودکی علاقه خود را به مطالعه کتاب‌های داستان و همچنین، خلاصه‌نویسی و داستان‌نویسی نشان داد. او در سیزده سالگی، خبرنگار روزنامه «ویرجینیا» شد و نام «گزارشگر کوهستان» را برای خود انتخاب کرد. هیل با پولی که بدست می‌آورد، هزینه تحصیل خود را پرداخت می‌کرد. 
در 15 سالگی به حکم دادگاه مجبور با ازدواج با یک دختر محلی که او را متهم نموده بود که پدر فرزندش است گردید. اما دختر اظهار ندامت کرد و ازدواج آنها ملغی شد.
در 17 سالگی از دبیرستان فارغ التحصیل شد و بعنوان وکیل در یک معدن ذغال سنگ مشغول بکار شد. مدت کار کردن او زیاد طولانی نبود و پس از مدتی به دانشگاه حقوق رفت اما به دلیل عدم توان مالی از ادامه تحصیل منصرف گردید.
در 1907 هیل به آلاباما نقل مکان کرد و یک شرکت چوب تاسیس نمود. در اکتبر 1908 این شرکت به دلیل اتهام به خرید الوار از خارج از محدوده اعلام ورشکستگی کرد. 
در می 1909 ناپلئون هیل به واشنگتن رفت و «آموزشگاه خودرو واشنگتن» را تاسیس نمود. در این مرکز آموزش‌هایی در حوزه ساخت خودرو، تربیت راننده و فروش موتور خودرو ارائه می‌گردید. این مرکز برای شرکت کارتر خودرو مونتاژ می‌نمود تا اینکه در 1912 شرکت کارتر ورشکست گردید. 
در 1910 هیل با سومین همسر خود، فلورنس الیزابت هورنر ازدواج گردید. این زوج اولین فرزند خود را در 1911 به نام جیمز، فرزند دومشان ناپلئون بلیر در 1912 و فرزند سوم شان دیوید در 1918 بدنیا آوردند.
پس از ورشکستگی شرکت، ناپلئون با خانواده به ویرجینیای غربی نقل مکان کردند. سپس به شیکاگو رفت و شغلی در دانشگاه لاسال بدست آورد. پس از آن با یک شریک کاری وارد تجارت شیرینی شد.
در سپتامبر 1915، هیل یک آموزشگاه جدید در شیکاگو با نام «موسسه جرج واشینگتن» تاسیس نمود که اصول موفقیت و اعتماد‌بنفس را آموزش می‌داد. در 4 ژوئن 1918، روزنامه شیکاگو تریبونز گزارش داد که ایالت ایلینویز حکم دستگیری هیل را برای تلاش به فروش سهام موسسه خود را به قیمت 100 هزار دلار صادر کرده است، در حالی که موسسه او تنها 1200 دلار ارزش دارد. آموزشگاه پس از مدتی کوتاه بسته شد.
بنا به گفته‌های هیل، در بین سالهای 1917 و 1918 او مشاور رئیس جمهور ویلسون در جریان جنگ جهانی اول بوده است.
پس از بسته شدن موسسه جرج واشینگتن، هیل در تجارت‌های مختلفی سرمایه‌گذاری نمود. او چندین مجله شخصی با نام‌های «راه طلایی هیل»، «مجله ناپلئون هیل» را منتشر نمود. در 1922، هیل همچنین موسسه خیریه‌ای را برای ارائه امور آموزشی به زندانیان در اوهایو تاسیس کرد. در راس این سازمان یک جاعل و محکوم سابقه دار به نام باتلر حضور داشت که در 1923 دوباره به زندان بازگشت. در این دوران همچنین صدها سند از ارتباطات هیل با افراد بسیار مشهور در آتش سوزی شیکاگو نابود شدند.
در سال 1928 هیل به فیلادلفیا رفت و یک ناشر را متقاعد نمود که کتاب هشت جلدی «قانون موفقیت» را منتشر نماید. این کتاب اولین موفقیت هیل در زندگی‌اش بود و باعث گردید که زندگی‌اش متحول شود. هرچند که به دلیل بحران وال استریت در 1929 توفیق مالی او بسیار دوام نداشت.
در سال 1930 هیل دومین کتاب خود «نردبان جادویی به موفقیت» را منتشر نمود که یک شکست مالی برایش به ارمغان آورد. در چند سال آینده، هیل به مناطق مختلف کشور سفر نمود، و به عادت قدیمی خود در سرمایه‌گذاری در کسب و کارهای مختلف پرداخت. 
در 1935، همسر او فلورنس در فلوریدا تقاضای طلاق نمود. 
در 1937، ناپلئون هیل بهترین اثر خود «بیاندیشید و ثروتمند شوید» را منتشر نمود که معروف ترین اثر اوست. با خلاق گذشته، همسر جدید هیل، رزا لی بیلند، همکاری قابل ملاحظه‌ای در چاپ و ویرایش این کتاب داشت.
فلسفه موفقیت ناپلئون برمبنای فرمول از فرش تا عرش است که در اولین کتاب او آمده است. راز موفقیت خود را در کتاب «بیاندیشید و ثروتمند شوید» مورد بحث قرار می‌دهد اما او اصرار دارد که خواننده خود آنرا کشف نماید. ناپلئون هیل در این کتاب می گوید که اندرو کارنگی بود که سررشته این راز را در اختیارش قرار داد.


از سال 1952 تا 1962 هیل به سخنرانی درباره فلسفه موفقیت خود در انجمن کلمنت استون پرداخت. در 1960 ناپلئون هیل و کلمنت استون با همدیگر کتاب «موفقیت از طریق نگرش ذهنی مثبت» را منتشر نمودند.
ناپلئون اعلام می‌دارد که نقطه عطف زندگی او سال 1908 و مصاحبه‌ای با اندرو کارنگی بوده است. در آن سال کارنگی ثروتمندترین مرد جهان بود. هیل پس از مرگ کارنگی می‌نویسد که اندرو کارنگی او را به این چالش فرا می‌خواند که با افراد ثروتمند مصاحبه کند و فرمول موفقیت آنها را بیابد. 
در بخش تشکر و قدردانی در کتاب قانون موفقیت او نام 45 نفر از آنان را آورده است. افرادی مانند اندرو کارنگی، هنری فورد، ادوین سی بارنز. هیل می گوید که کارنگی به او یک معرفی نامه برای ملاقات با فورد داده است و پس از آن او را به گراهام بل، المر گیتس، توماس ادیسون و ... معرفی نموده. 
ناپلئون که در دوران کودکی حسرت یک بشقاب غذا را می‌کشید، در اواخر عمر به یکی از ثروتمندان جهان تبدیل شد. وی در هشتم نوامبر سال ۱۹۷۰، در جنوب «کارولینا» و در حالی که مشغول نوشتن کتاب «تو می‌توانی کار کنی و معجزه ببینی» بود، چشم از جهان فرو بست.
می‌گویند سال 1969 هنگامی که خبرنگار نیوزویک در مصاحبه‌ای از او خواست که درباره آرزوهایش سخن بگوید درجواب گفت: زمانی که مرد جوانی بودم، آرزو داشتم نویسنده شوم و برای رسیدن به این‌آرزو می‌دانستم باید در کاربرد کلمات خبره شوم، اما چون پسر فقیری بودم و قادر به تحصیل در دانشگاه نبودم از درس محروم شدم.
دوستانم توصیه می‌کردند از آرزوهایم بگذرم و به کار در معدن بپردازم، اما عشق به نوشتن در من وجود داشت. بالاخره با تلاش شبانه‌روزی توانستم به آرزویم برسم و در کنار کار به نوشتن نیز بپردازم. اکنون آرزویی ندارم زیرا به اهدافم دست یافته‌ام.
وقتی خبرنگار نیوزویک از وی پرسید که چگونه به اهدافش رسید گفت: برای موفقیت یک ویژگی هست که فرد باید آن را داشته باشد و آن مشخص بودن هدف است. فرد باید بداند چه می‌خواهد و برای رسیدن به خواسته‌اش پافشاری کند.
ناپلئون هیل در کتاب خود به نام بیندیشید و ثروتمند شوید می‌گوید: هر جا نیروی تصمیم باشد راهی گشوده می‌شود. اگر انسان‌ها پای عقیده خود بایستند و پشتکار داشته باشند خواسته آنها به وسواسی دائمی تبدیل می‌شود و پیروز می‌شود. فرصت در حیاط خلوت شما کمین کرده است اما گاه بد می‌آورید و گاه موقتا شکست می‌خورید به همین دلیل خیلی وقت‌ها نمی‌توانید فرصت خوب را تشخیص دهید. ضمیر ناخودآگاه برای موفقیت و شکست مساوی عمل می‌کند. اگر اندیشه کسب ثروت با هدفی معین و اشتیاق فراوان ترکیب شود راه ثروتمند شدن را به شما نشان می‌دهد.
به اعتقاد هیل یکی از علت‌های شکست این است که در برخورد با مشکلات متوقف می‌شویم و دست‌ از تلاش برمی‌داریم. ثروت با یک حالت ذهنی آغاز می‌شود و موفقیت از آن کسانی است که ذهنیت موفق دارند. آنچه را مغز انسان تصور و باور کند به آن می‌رسد. نمی‌توانید به ثروت زیاد برسید مگر این‌که در سر اشتیاق فراوان داشته باشید.