شناخت ارزش‌ها

اگر ارزش‌های زندگی و اصلی‌مان را تعیین و مشخص کنیم، زندگی کردن، تصمیم گرفتن، انتخاب کردن برای ما بسیار ساده‌تر می‌شود. 
حتی فکر کردن ما هم از ارزش‌های ما تاثیر می‌گیرد، مثلا برای کسی که ارزش‌های زندگی و اصلی او ساختن کسب وکار و کمک به رونق اقتصادی کشور است، هر جا که برود نشانه‌هایی از کسب وکار می‌بیند، با کسانی روبرو می‌شود که در این زمینه با او صحبت می‌کنند، پیشنهاد همکاری می‌دهند و هر چیزی که مربوط به کسب وکار باشد، سر راه او سبز خواهد شد. حتی ذهن ناخودآگاهش روی مواردی تمرکز می‌کند و شرایط و موقعیت‌هایی را جذب یا به وجود می‌آورد که مطابق باارزش‌های زندگی و اصلی او باشد.
حالا اگر ارزش‌های یک فرد باهم در تضاد باشد، مثلا در خانواده‌ای بزرگ شده باشد که پول را کثیف می‌دانند و پول برای آنها ضد ارزش محسوب می‌شود (همانطور که گفتیم ما در کودکی از بزرگترها و جامعه الگو می‌گیریم)، پس آن فرد از خانواده‌اش الگو می گیرد و در ناخودآگاهش ثبت می‌شود که پول چیز کثیفی است.
حالا او می‌خواهد کسب وکاری راه بی‌اندازد، پیشرفت کند و ثروتمند شود، اگر شرایطی پیش آید که بتواند به این خواسته‌اش برسد و درآمد بیشتری به دست آورد، چون در ذهن ناخودآگاه او ثبت شده است که پول چیز کثیفی است، و درآمد بیشتر یعنی چیزهای کثیف بیشتر، به همین خاطر ناخودآگاه آن شرایط و موقعیت را از دست خواهد داد.
علت اینکه افراد زیادی از این شاخه به آن شاخه می‌پرند، اشتباهات زیادی مرتکب می‌شوند، دائم در تقلا هستند ولی در نهایت موفقیت چشمگیری نصیبشان نمی‌شود همین تضاد ارزش‌هاست. آنها دوست دارند موفق و ثروتمند شوند ولی از طرفی پول برای آنها ضد ارزش محسوب می‌شود و حتی اگر پول زیادی هم به دست بیاورند، ناخودآگاه شرایطی به وجود خواهد آمد که تمام آن پول را از دست خواهند داد.
ما حتی بیشتر با افرادی دوست می‌شویم که نظام ارزش‌های زندگی و اصلی او با ما هماهنگ‌تر باشد، عاشق کسی می‌شویم که ارزش‌هایش به ارزش‌های ما شبیه یا نزدیک‌تر باشد و برعکس از کسانی دوری می‌کنیم که ارزش‌هایش به ارزش‌های ما شبیه یا نزدیک نباشد. ما حتی به گروه‌ها و اجتماع‌هایی می‌پیوندیم که دارای ارزش‌های مشترک با ما هستند. ارزش اجتماعي، انگيزه گرايش‌هاي اجتماعي مي‌شود و گرايش‌هاي اجتماعي تمايلاتي كلي هستند كه در فرد بوجود مي آيند و ادراكات، عواطف و افعال او را در جهت‌هاي معيني به جريان مي‌اندازند.
همین مسئله شاید علت اصلی اغلب شکست‌ها در زندگی‌های مشترک باشد. وقتی دو نفر باهم تفاهم ندارند (همدیگر را نمی‌فهمند) در حقیقت ارزش‌های اصلی آنها متفاوت است. تفاوت در ارزش‌ها خود را در تمامی انتخاب‌ها، نظردادن‌ها و قضاوت‌ها عیان می‌کند. ارزش یکی این است که یا کاری را انجام نده و یا به بهترین نحو ممکن انجام بده و ارزش دیگری این است که فقط کار را انجام بده.
با بصورت غیر ارادی افراد هم ارزش خود را جذب می‌کنیم. این افراد بصورت دوست، همکار و شریک زندگی ما در اطراف‌مان خواهد بود و افراد ناهماهنگ با ارزش‌های خود را دفع می‌کنیم. (همچنین افرادی با ارزش‌های مشترک با خودمان است که در سازمان‌مان جذب خواهند شد).


اصول شناسایی ارزش‌ها:
1- توجه به انتخاب‌ها. بدون جانب‌داری انتخاب‌های خود را قضاوت کنید. انتخاب‌های ما ریشه در ارزش‌های ما دارند. به مواردی که از نظر شما درست یا غلط است فکر کنید. این دو مفهوم ارزش‌های شما را بیان می‌کنند. چرا اینگونه لباس‌ها را انتخاب می‌کنید؟ چرا اینگونه تفریح را انتخاب می‌کنید؟...
2- چه اتفاقاتی شما را خوشحال یا ناراحت می‌کنند؟ آنچه در راستای ارزش‌های ماست باعث خوشحالی ما می‌شود. آخرین اتفاقی که ما را بسیار خوشحال یا ناراحت کرد چه بود؟ تمایلات ما چه هستند؟ همچنین آنچه به ما هیجان و انگیزه می‌دهد ریشه در ارزش‌های ما دارند.
3- فدا کاری. مهم‌ترین کاری که هم‌اکنون در حال انجام آن هستید چیست؟ چه اتفاقی اگر بیفتد این کار را انجام نخواهید داد؟ (فرض کنید به مهمترین جلسه کاری خود دعوت شده‌اید، اگر چه اتفاقی بیفتد به جلسه نمی‌روید؟)
4- بیشتر وقت خود را با چه کسانی می‌گذرانید؟ وجوه شاخص شخصیتی و رفتاری این افراد چیست؟ اطرافیان ما ارزش‌های مشترکی با ما دارند و می‌توان از الگوهای رفتاری آنها به برخی از ارزش‌های خود دست یافت.
5- فرض کنید به شما یکروز فرصت داده شده که آنرا هرگونه که می‌خواهید صرف کنید. بدون هر نوع محدودیت، قضاوت و یا مواخذه. آنرا چگونه خواهید گذراند؟ برخی از جواب‌ها نشانگر ارزش‌های شما هستند.
6- چه مواردی هستند که اگر به زندگی شما اضافه شوند باعث ثبات در آن می‌گردند؟ استقلال مالی، رفع نیازهای عاطفی، داشتن کانون گرم خانواده، آزادی در انتخاب‌ها و ...