دنیای ارتباطات

هر انسان بخش عمده‌ای از عمر خود را صرف ارتباط با دیگران می‌کند. تحقیقات نشان‌داده است که بیش از 75% از اوقات روزانه ما صرف ارتباط با اطرافیان‌مان است و شاید بتوان گفت که بیش از 75% از موفقیت ما نیز به همین ارتباطات بستگی دارد. مردان و زنان موفق کسانی هستند که به راحتی می‌توانند در قلب سایرین نفوذ کنند. در واقع قدرت در دنیای امروز چیزی نیست جز توانایی ایجاد ارتباط صمیمانه و نفوذ در دیگران. این توانایی مهم‌ترین عامل افزایش اعتماد به‌نفس و موفقیت است.

امام علی(ع) می فرماید: «بر شما باد، ارتباط و بخشش به یکدیگر و دوری گزیدن از جدایی و پشت کردن به یکدیگر!».
نهج البلاغه، نامه 47

انسان تنها جذب انسان می‌شود، و جذاب بودن در ارتباطات است که مشهود می‌گردد. باید این نکته را یادآوری شویم که هدف از ارتباط‌سازی به قالب دیگران درآمدن و یا همرنگ جماعت شدن نیست، بلکه هدف این است که با یادگیری و ارتقاء مهارت‌ها و همچنین همراهی با دیگران، ارتباطی موثرتر ایجاد نموده و در نهایت همراهی آنها را بدست آوریم.
منظور از ارتباط‌سازی موثر یعنی فرآیندی هوشیارانه، هدف‌مند و به منظور رسیدن به نتیجه دلخواه. اینکه شرایط و نتایج در اختیار ما باشد و همانطور که پیش از این گفته شد، می‌توان با آموزش و تمرین در این نوع ارتباط‌سازی نیز به مهارت دست یافت.


نکته‌ای که در زمینه ارتباط‌سازی باید بدانید این است که مخاطب شما به گفته شما توجه نمی‌کند. این شمایید که باید حواس او را به خودتان و گفته‌های‌تان جلب نمایید. اما چگونه؟ بیشتر انسان‌ها می‌خواهند با روش مستقیم و جلب توجه کردن مخاطب‌شان را به خودشان جذب کنند. اما این روش غلط می‌باشد. شما باید با گوش کردن، اظهار علاقه و توجه به مخاطب‌تان او را به سمت خود جذب کنید. اینجا تفاوت یک گوینده خوب و یک ارتباط‌ساز خوب مشخص می‌شود. اغلب مردم می‌خواهند گوینده باشند. البته، گویندگان خوب واقعی، می‌دانند که چه باید بگویند و این به دلیل گوش کردن خوب است. آنها می‌دانند که موضوع مورد علاقه مخاطب‌شان چیست، چون به دقت به صحبت‌های او گوش کرده‌اند. اما بیشتر مردم زیاد سخن می‌گویند تا خوب و با کیفیت. 
ارتباط‌سازی شامل سه مرحله شناخت اعتمادسازی، صمیمت و تاثیرگذاری و نفوذ هدایت می‌باشد. در بخش شناخت و اعتمادسازی، شما به دریافت اطلاعات از فرد مخاطب و پردازش آن جهت شناسایی علاقمندی‌ها، ارزش‌ها و اشتراکات او می‌پردازید و ارتباط خود را برپایه آنها بنا می‌کنید. پایه‌های ارتباط شما همان اعتمادی است که بین طرفین شکل می‌گیرد. این فاز، مهمترین بخش از ارتباطات است.
در فاز صمیمت و تاثیرگذاری، شما با استفاده از تکنیک‌های موجود سعی بر این دارید که ارتباط خود را صمیمی نموده و برمخاطب خود اثرگذاشته، با او همراه شوید تا او با شما همراه شود. نتیجه این دو مرحله، رسیدن به مرحله سوم یعنی نفوذ است که در آن بخش رابطه به مرحله‌ای رسیده که شما می‌توانید فرد را هدایت نموده و در اغلب موارد پیشنهاد‌های شما با موافقت طرف مقابل روبرو می‌شود. 
انسان‌ها اغلب اینگونه هستند که بیش از آنکه به گفته‌ها توجه کنند، گوینده را مورد بررسی و قضاوت قرار می‌دهند. به این توجه می‌کنند که چه کسی می‌گوید، و نه اینکه چه می‌گوید. این شامل حال شما نیز می‌شود، پس وقتی می‌خواهید یک ارتباط ایجاد نمایید که سرانجام آن به پیشنهاد یک محصول و یا فرصت کاری منجر شود، مخاطب‌تان بیش از آنکه به محصول یا تجارت پیشنهاد شده توجه کند، بر شما تمرکز می‌کند. در یک لحظه در درون خود می‌گوید: چه کسی دارد پیشنهاد می‌کند؟ و این «چه کسی»، مجموعه‌ای از خاطرات را در مورد شما در ذهن او حاضر می‌کند. مجموعه‌ای از برخوردها، تجربیات، گفتگوها و رفتارها و بطور کلی شخصیتی که از شما در ذهنش ایجاد گردیده است.
شخصیتی که شما از خود در ذهن هر فرد ایجاد می‌کنید، مجموعه‌ای از کلام، احساسات و رفتاریست که از شما در خاطر او نقش بسته. این شخصیت رفته‌رفته شکل می‌گیرد و مانند یک فیلم سینمایی از مقابل چشمان او می‌گذرد. برخی از سکانس‌های این فیلم پررنگ‌تر و عمیق‌تر هستند. معمولا این خاطرات در لحظات حساس، وقتی که فرد نیاز به کمک داشته و شما به یاری او رفتید، یا آنگاه که توانستید خاطره‌ای خوش برایش رقم بزنید و یا حتی با یک هدیه کوچک توانستید او را ارزشگذاری کنید شکل گرفته‌اند. بنابراین باید این نکته را اذعان کنیم که ارتباط‌سازی فرآیندی است که نیازمند صبر و حوصله است.
در زبان انگلیسی، سه معادل برای واژه ارتباطات وجود دارد.
Relation: رابطه. برای تعریف نوع و مفهوم ارتباط بین دو جزء از این واژه استفاده می‌شود. همچنین عبارت Relationship به معنای نسبت و روابط نیز استفاده می‌شود. 
Connection: به معنی ارتباط بین دو نفر و برای تعریف رابطه بین این دو جزء از آن استفاده می‌گردد. از این واژه وقتی استفاده می‌شود که بین دو جزء رابطه‌ای برقرار بوده و تبادلی صورت می‌گیرد.
Communication: به معنای ارتباطات. زمانیکه انتقال، مبادله و دریافت اطلاعات، بین دو جزء صورت می‌گیرد. زمانی از این واژه استفاده می‌شود که دریافت و درک مطلب صورت گرفته باشد. بنابراین واژه communicator بهترین معادل برای ارتباطگر می‌باشد. انتقال پیام، مهمترین رکن در این نوع ارتباطات است.