1396/05/13 12:13

قهرمانی که آخر شد

در سال 1968 مسابقات المپیک در شهر مکزیکوسیتی برگزار شد. در آن سال مسابقه دوی ماراتن یکی از شگفت انگیز‌ترین مسابقات دو در تاریخ جهان شد. دوی ماراتن در تمام المپیک‌ها مورد توجه همگان است و مدال طلایش گل سرسبد مدال های المپیک. این مسابقه به طور مستقیم در هر 5  قاره جهان پخش می‌شود.
کیلومتر آخر مسابقه بود دوندگان رقابت حساس و نزدیکی با هم داشتند، نفس‌های آنها به شماره افتاده بود، زیرا آنها 42 کیلومتر و 195 متر مسافت را دویده بودند. دوندگان همچنان با گام‌های بلند و منظم پیش می‌رفتند. چقدر این استقامت زیبا بود. هر بیننده‌ای دلش می‌خواست که این اندازه استقامت و توان داشته باشد. دوندگان، قسمت آخر جاده را طی کردند و یکی پس از دیگری وارد استادیوم شدند. استادیوم مملو از تماشاچی بود و جمعیت با وارد شدن دوندگان، شروع به تشویق کردند.
رقابت نفس‌گیر شده بود و دونده شماره ... چند قدمی جلوتر از بقیه بود. دونده‌ها تلاش می‌کردند تا زودتر به خط پایان برسند و بالاخره دونده شماره ... نوار خط پایان را پاره کرد. استادیوم سراپا تشویق شد. فلاش دوربین‌های خبرنگاران لحظه‌ای امان نمی‌داد و دونده‌های بعدی یکی‌یکی از خط پایان گذشتند و بعضی‌هاشان بلافاصله بعد از عبور از خط پایان چند قدم جلوتر از شدت خستگی روی زمین ولو شدند. اسامی و زمان‌های به دست آمده نفرات برتر از بلندگوها اعلام شد. نفر اول با زمان دو ساعت و ... در همین حال دوندگان دیگر از راه رسیدند و از خط پایان گذشتند. در طول مسابقه دوربین‌ها بارها نفراتی را نشان داد که دویدند، از ادامه مسابقه منصرف شدند و از مسیر مسابقه بیرون آمدند. به نظر می‌رسید که آخرین نفر هم از خط پایان رد شده است. داوران و مسوولین برگزاری میروند تا علائم مربوط به مسابقه ماراتن و خط پایان را جمع‌آوری کنند جمعیت هم آرام آرام استادیوم را ترک می‌کنند. اما...
بلند گوی استادیوم به داوران اعلام میکند که خط پایان را ترک نکنند. گزارش رسیده که هنوز یک دونده دیگر باقی مانده. همه سر جای خود برمیگردند و انتظار رسیدن نفر آخر را می‌کشند. دوربین های مستقر در طول جاده تصویر او را به استادیوم مخابره میکنند. از روی شماره پیراهن او اسم او را می یابند "جان استفن آکواری" است دونده سیاه پوست اهل تانزانیا، که ظاهرا برایش مشکلی پیش آمده، لنگ میزد و پایش بانداژ شده بود.


 20 کیلومتر تا خط پایان فاصله داشت و احتمال این که از ادامه مسیر منصرف شود زیاد بود. نفس نفس میزد احساس درد در چهره‌اش نمایان بود لنگ لنگان و آرام می‌آمد ولی دست بردار نبود. چند لحظه مکث کرد و دوباره راه افتاد. چند نفر دور او را می‌گیرند تا از ادامه مسابقه منصرفش کنند ولی او با دست آنها را کنار می‌زند و به راه خود ادامه می‌دهد. داوران طبق مقررات حق ندارند قبل از عبور نفر آخر از خط پایان محل مسابقه را ترک کنند. جمعیت هم همان طور منتظر است و محل مسابقه را با وجود اعلام نتایج ترک نمی‌کند. جان هنوز مسیر مسابقه را ترک نکرده و با جدیت مسیر را ادامه می‌دهد. خبرنگاران بخش‌های مختلف وارد استادیوم شده‌اند و جمعیت هم به جای اینکه کم شود زیادتر می‌شود! جان استفن با دست‌های گره کرده و دندان‌های به هم فشرده و لنگ‌لنگان، اما استوار، همچنان به حرکت خود به سوی خط پایان ادامه می‌دهد او هنوز چند کیلومتری با خط پایان فاصله دارد آیا او می‌تواند مسیر را به پایان برساند؟ خورشید در مکزیکوسیتی غروب می‌کند و هوا رو به تاریکی می‌رود.
بعد از گذشت مدتی طولانی، آخرین شرکت کننده دوی ماراتن به استادیوم نزدیک می‌شود، با ورود او به استادیوم جمعیت از جا برمیخیزد چند نفر در گوشه‌ای از استادیوم شروع به تشویق می‌کنند و بعد انگار از آن نقطه موجی از کف زدن حرکت می‌کند و تمام استادیوم را فرا میگیرد نمی‌دانید چه غوغایی برپا میشود.

  40 یا 50 متر بیشتر تا خط پایان نمانده او نفس زنان می‌ایستد و خم می‌شود و دستش را روی ساق پاهایش می‌گذارد، پلک‌هایش را فشار می‌دهد نفس می‌گیرد و دوباره با سرعت بیشتری شروع به حرکت می‌کند. شدت کف زدن جمعیت لحظه به لحظه بیشتر می‌شود خبرنگاران در خط پایان تجمع کرده‌اند وقتی نفرات اول از خط پایان گذشتند استادیوم اینقدر شور و هیجان نداشت. نزدیک و نزدیکتر می‌شود و از خط پایان می‌گذرد. خبرنگاران، به سوی او هجوم می‌برند نور پی‌در‌پی فلاش‌ها استادیوم را روشن کرده است انگار نه انگار که دیگر شب شده بود. مربیان حوله‌ای بر دوشش می‌اندازند او که دیگر توان ایستادن ندارد، می‌افتد.


آن شب مکزیکوسیتی و شاید تمام جهان از شوق حماسه جان، تا صبح نخوابید. جهانیان از او درس بزرگی آموختند و آن اصالت حرکت، مستقل از نتیجه بود. او یک لحظه به این فکر نکرد که نفر آخر است. به این فکر نکرد که برای پیشگیری از تحمل نگاه تحقیرآمیز دیگران به خاطر آخر بودن میدان را خالی کند. او تصمیم گرفته بود که این مسیر را طی کند، اصالت تصمیم او و استقامتش در اجرای تصمیمش باعث شد تا جهانیان به ارزش جدیدی توجه کنند ارزشی که احترامی تحسین برانگیز به دنبال داشت. فردای مسابقه مشخص شد که جان ازهمان شروع مسابقه به زمین خورده و به شدت آسیب دیده است.
او در پاسخ به سوال خبرنگاری که پرسیده بود، چرا با آن وضع و در حالی که نفر آخر بودید از ادامه مسابقه منصرف نشدید؟ ابتدا فقط گفت: برای شما قابل درک نیست! و بعد در برابر اصرار خبرنگار ادامه داد: مردم کشورم مرا 5000 مایل تا مکزیکوسیتی نفرستاده‌اند که فقط مسابقه را شروع کنم، مرا فرستاده‌اند که آن را به پایان برسانم.

جان استیون آکواری (John Stephen Akhwari) متولد ۱۹۳۸ در شهر مبولو (Mbulu)، تانزانیا که نماینده کشورش برای شرکت در مسابقه دوی ماراتن بازی‌های المپیک تابستانی ۱۹۶۸ مکزیکو سیتی بود و با زمان ۳ ساعت و ۲۵ دقیقه و ۲۷ ثانیه از خط پایان گذشت.
جان استیون پس از بازی‌های المپیک تابستانی ۱۹۶۸ به مدت ۱۰ سال دیگر ورزش دوندگی را ادامه داد. وی جایگاه پنجم دوی ماراتن بازی‌های کشورهای مشترک‌المنافع انگلستان را در سال ۱۹۷۰ بدست آورد.
نام جان استیون آکواری بر روی ارگان کمک برای آمادگی دوندگان تانزانیایی برای بازی‌های المپیک نیز گذاشته شد.
از وی در بازی‌های المپیک تابستانی ۲۰۰۰ سیدنی نیز دعوت شد و همچنین در آوریل سال ۲۰۰۸ از طرف کشورش نماینده حمل مشعل بازی‌های المپیک تابستانی ۲۰۰۸ شد.