اولویت بندی ارزش‌ها

اهمیت ارزش


سؤال بسیار مهم آن است که ارزش تا چه اندازه مهم و تأثیرگذار است؟ ما برای اینکه به سعادت واقعی برسیم، باید ارزش‌هایمان را به‌خوبی بشناسیم، زندگی‌مان را بر مبنای ارزش‌های درست و مثبت بسازیم، آن‌ها را هماهنگ و سازگار باهم انتخاب کنیم، آن‌ها را به‌درستی اولویت‌بندی کنیم، همیشه بر اساس ارزش‌های خود تصمیم بگیریم و اقدام کنیم و تحت هیچ شرایطی آن‌ها را زیر پا نگذاریم. ما باید شیوه و روش انتخاب‌های خود را بدانیم. 
اگر کسی ارزش‌هایش را نشناسد، ارزش‌های غلط و منفی داشته باشد، ارزش‌هایش در تضاد و تناقض هم باشد، به اولویت‌بندی آن‌ها توجه نکند و در شرایط مختلف، مثل سختی و اجبار، حاضر باشد آن‌ها را نادیده بگیرد، هرگز به موفقیت و خوشبختی نخواهد رسید! اهمیت ارزش در زندگی ما به حدی است که می‌تواند ما را به خوشبختی یا نابودی برساند!
انسان زمانی بیشترین احساس رضایت و خوشبختی را دارد که مطابق باارزش ها، باورها و اعتقاداتش زندگی کند.
ما از پیروی از ارزش‌هایمان احساس خوبی پیدا می‌کنیم. اما باید بدانیم این حس خوب حاصل کارکرد فیزیکی مغزمان است. رعایت ارزش‌ها از درونی‌ترین عادات وجودی ماست. سیستم پاداش‌دهی مغز به گونه‌ای است که پس از انجام یک عمل از روی عادت، هورمون‌های لذت‌بخش ترشح می‌نماید (تا ما را تشویق به انجام آن کار به همان شیوه تکراری بنماید و از مصرف انرژی بیشتر خودداری کند). این حس ساختگی است و نه واقعی.

اولویت‌بندی ارزش‌ها
«ترتیب و اولویت» ارزش‌ها بسیار مهم است. دو نفر را در نظر بگیرید که سه ارزش اصلی آن‌ها «سلامتی، کار و خانواده» است. اولویت این ارزش‌ها برای نفر اول به‌صورت «۱. خانواده، ۲. سلامتی، ۳. کار» و برای نفر دوم به‌صورت «۱. کار، ۲. سلامتی، ۳. خانواده» است.
حال اگر قرار باشد که در شرایط مختلف هرکدام یک مورد را انتخاب کند، به ترتیب اولویت ارزش‌هایش انتخاب خواهد نمود. مثلاً وقتی به نفر اول پیشنهاد اضافه‌کاری می‌کنند، او ترجیح می‌دهد که وقت اضافه‌اش را در کنار خانواده‌اش باشد و بعدازآن، به ورزش بپردازد. این شخص حتی اگر کارش را از دست بدهد، بازهم خانواده‌اش را ترجیح خواهد داد! او همیشه حاضر است تا کار و سلامتی‌اش را فدای خانواده‌اش کند.
نفر دوم ترجیح می‌دهد که خانواده‌اش را فدای کار و سلامتی‌اش کند. او بیشتر کار می‌کند و بعدازآن به فکر سلامتی خود است و برای خانواده‌اش وقت زیادی نمی‌گذارد. در شرایط ویژه او حاضر است شغلش را حفظ کند، حتی اگر به قیمت از هم پاشیدن خانواده‌اش تمام شود!
هر دو نفر ارزش‌های یکسانی اما با اولویت‌های متفاوت دارند و مسیر زندگی آن‌ها درنهایت می‌تواند بسیار دور از هم باشد! 
کسی که صداقت برای او یک ارزش محسوب می‌شود، اگر در جایی کار کند که مجبور باشد به خاطر شغلش دائم، دروغ بگوید و با افراد دروغگو نشست و برخاست کند، این تضاد در نهایت او را آزرده و افسرده خواهد کرد.
نکته بسیار مهم: ارزش تقریباً مثل آرزو است و نباید آن را با هدف اشتباه گرفت، زیرا ارزش دقیق و دست‌یافتنی نیست. باآنکه ارزش‌گذاری بسیار مهم است، اما نمی‌تواند ما را به موفقیت برساند.
ما زمانی که کودک هستیم و درک درستی از زندگی نداریم، طبیعی است از پدر و مادر، بزرگ‌ترها، معلمین، دوستان ، جامعه و غیره الگوبرداری کنیم و همان ارزش‌هایی را انتخاب کنیم که دیگران انتخاب می‌کنند ولی وقتی به بلوغ فکری رسیدیم، باید ارزش‌های زندگی و اصلی خودمان را مطابق با خواسته‌ها و اعتقاداتمان تعیین کنیم.