اصول هدفگذاری

ویژگی‌های هدف


1- دلیل داشته باشد.
2- مشخص، معین و قابل اندازه‌گیری باشد. (یکی از تفاوت‌های رویا و هدف این است که رویای شما دارای جزئیات است. جزئیات هدف شما باید بگونه‌ای باشد که کسی خواست آنرا برای شما تهیه کند دقیقا همان چیزی که در ذهن شماست را برای‌تان مهیا کند)
3- واقعی، قابل دسترس و تحت کنترل باشد. (تحت کنترل یعنی در چارچوب اختیارات شما. نمی‌توانید برای کس دیگر هدف انتخاب کنید. چه فرزندتان و یا همکاران‌تان)
4- زمان آن معین باشد. بهای واقعی که در راستای اهداف‌مان پرداخت می‌کنیم زمان است. 
5- هدف بايد مكتوب، مدون و روي كاغذآورده شود. 
6- هدف بايد در قالب يك جمله مثبت بيان شود. 
7- هدف بايد تهييج كننده باشد. 
8- هدف بايد در راستاي ماموريت ها و ارزشها تدوين شوند.
9- هدف بايد براي تمام اعضاء قابل فهم و قابل قبول باشد.
10- هدف بايد براي همه ذينفعان سودمند باشند. 

اسمارت کردن اهداف SMART

از دیگر روش‌های تبدیل رویا به هدف، روش SMART می‌باشد.
S مخفف Specific: مشخص، معین و خاص باشد. هدف نمی‌تواند مبهم و کلی باشد. باید دارای جزئیات باشد. هدف مانند نقطه مرکزی یک سیبل است، تا آن نقطه نباشد، هیچ تیری به هدف نخواهد خورد. بگونه‌ای اهداف خود را مشخص و با جزئیات مکتوب نمایید که اگر شخص دیگری بخواهد آن هدف را برای شما تهیه کند، دقیقا همان چیزی که در ذهن شما وجود دارد را انتخاب کند. از طرفی هدف باید خاص شما باشد. اغلب انسان‌ها اهداف‌شان متاثر از جامعه و دیگران است (مخصوصا افرادی که می‌خواهند در دانشگاه انتخاب رشته نمایند. این افراد علائق خود را بخاطر اینکه ممکن است جامعه به رشته‌ای خاص گرایش داشته باشد، کنار می‌گذارند).
M مخفف Measurable: قابل اندازه‌گیری و سنجش باشد. چیزهایی مانند پول زیاد، خانه بزرگ، کار خوب و .... نمی‌توانند هدف باشند. از کارکردهای هدف این است که بعنوان معیار می‌توانیم فعالیت‌ها و جهت خود را با آن بسنجیم. هدفی که دقیقا قابل اندازه گیری نباشد، نمی‌تواند به یک معیار تبدیل شود. شما باید مقیاس دقیق هدف خود (برای پول به تومان، برای خانه به متر و محل اقامت، برای ماشین به مدل و قیمت و ...) تعیین نمایید.
A مخفف Accessible یا Attainable یا Available یا Achievable: در دسترس و شدنی باشد. از کارکردهای اصلی هدف این است که با رسیدن به آن احساس خوب و باوری قوی‌تر خواهیم یافت. هدفی که قابل دسترس نباشد و آنقدر دور باشد که هرچقدر به سمت آن برویم و برای بدست آوردنش تلاش کنیم، بازهم به آن نرسیم، متاسفانه باعث ناامیدی و دلسردی ما خواهد شد. در همین راستا بهتر است که اهداف بزرگ را به اهداف کوچک و کوتاه مدت تبدیل کنیم.
R مخفف Reasonable و Responsible و Relevant: دلیل داشته باشد، در برابر آن مسئولیت داشته باشیم و همراستا باشد. هدف باید دارای دلیلی خاص باشد. چرا می‌خواهیم به این هدف دست یابیم؟ هرچقدر اهداف بیشتری برای رسیدن به یک هدف داشته باشیم، امکان تحقق آن بیشتر خواهد شد. از طرفی ما باید در برابر اهداف مسئولیت (تعهد) داشته باشیم. با یک سوال می‌توان میزان مسئولیت خودمان را در برابر اهداف تعیین کنیم. اگر به هدف‌مان نرسیم چه می‌شود؟ افرادی که رویا دارند، با نرسیدن به آن کنار می‌آیند. اما اگر فردی یک هدف واقعی داشته باشد، نرسیدن به آن را نمی‌تواند تصور نماید. هم چنین اهداف ما باید همراستای چشم انداز، شخصیت و ارزشهای ما باشند.
T مخفف Time bound یا Timely: زمان مشخص داشته باشد. تعیین زمان برای هدف، یعنی مشخص کنیم که تا چه مدت به خودمان وقت می‌دهیم تا آن هدف را محقق نماییم. هدفی که زمان نداشته باشد، یعنی هیچ وقت.

تعهد


از مواردی که هدف را از رویا جدا می‌سازد، وجود تعهد است. برخی می‌گویند که به اهداف‌تان باید تعهد داشته باشید. اما هدفی که به آن تعهد نداشته باشیم، هدف نیست و یک خواسته و یا رویا است. هدف واقعی، به تعهد ختم می‌شود و از اینجا می‌توان نتیجه گرفت که نبود تعهد حاصل نداشتن هدف است. تعهد مانند طنابی ما را به اهداف‌مان متصل می‌کند.

باور


عمده تفاوت بین یک رویا و هدف در باوری‌ست که ما نسبت به آن داریم. ما باور داریم به اهداف خود دست می‌یابیم، اما دوست داریم که رویاهای خود را بدست آوریم (اگر به رویا برسی تعجب می‌کنی، اما اگر به هدف نرسی تعجب می‌کنی). باور به هدف حاصل تکرار و تمرکز بر آن هدف می‌باشد. باید هدف را تجسم کرد و خود را مالک آن دانست.

بها


آنچه در مسیر رسیدن به اهداف باید به آن توجه کرد، بهایی است که می‌بایست در مسیر دست‌یابی به آن بپردازیم. مهترین بها، تغییر احساسات، باورها و عملکردهای خودمان است. تنها تفاوت بین اکنون که شما هدف خود را ندارید و زمانی که به آن دست‌خواهید یافت، در درون خودتان است. شما برای رسیدن به اهداف جدید باید انسانی شوید که تاکنون نبوده‌اید. 
همین‌جا تفاوت بین انسان‌هایی که به اهداف خود دست‌می‌یابند و سایرین مشخص می‌شود. این افراد حاضرند بهای لازم برای رسیدن به اهداف خود را پرداخت کنند، حال آنکه دیگران حاضر نخواهند بود. 
هدف واقعی آن است که اگر همه نیازهایت نیز برآورده شوند، باز به سمت آن حرکت کنی. 


انسان‌های هدفمند


هدفمندی در رفتار و ظاهر انسان‌ها مشهود است. انسان هدفمند تعلل نمی‌کند، مردد نمی‌شود، نظم و استمرار دارد و آماده است. برای همین، انسان‌های هدفمند، خوش‌شانس‌ترند. در رفتار شخص هدفمند، نوعی تعجیل و سرعت مشاهده می‌کنید. چون می‌داند به کجا می‌رود.


جهان از روی عادت، به آنکه می‌داند به کجا می‌رود، روی خوش نشان می‌دهد. «ناپلئون هیل»


باید بدانیم، که اصولا انسان بی‌هدف در جهان وجود ندارد. فقط تفاوت بین داشتن اهداف هوشیارانه و ناهوشیارانه است. اگر فردی خودآگاه و هوشیارانه برای خود هدفی برنگزیند، جامعه و شرایط برای او هدف گذاری خواهند کرد، و این اهداف بسیار حداقلی هستند. این است که اگر زندگی سرشار از موفقیت و ثروت نخواهیم، آنگاه شرایط ما را به سمتی سوق می‌دهند که یک زندگی حداقلی و بدون قسط و بدهی هدف ما شود. 
انسان‌ها بزرگ و کوچک نیستند، بلکه این اهداف‌اند که بزرگ و کوچک‌اند.

انتخاب اهداف هم‌راستا


در فرآیند انتخاب هدف باید ابتدا تصویری از آن داشته باشیم. سپس مسیر آن را انتخاب کرده و در راستای آن تلاش کنیم. اولین فیلتر برای انتخاب اهداف هم‌راستا توجه به تیپ‌ها شخصیتی است.
روانشناسان چندین الگوی مختلف تیپ‌شناسی را پیشنهاد می‌کنند مانند دیسک، ام بی تی آی و انیا گرام. در مدل انیا گرام (نه گانه) تیپ‌های شخصیتی در 9 قالب دسته بندی می‌گردند. قبل از توضیح باید دانست که این تیپ‌ها هم وجه‌های خوب و هم وجه‌های بد دارد. هر تیپ شخصیت برای کاری خاص مناسب است. همچنین هرکدام از این تیپ‌ها لایه‌های سالم و ناسالم دارند که در هر فرد ممکن است برخی از خصوصیات سالم یا ناسالم یک تیپ را داشته باشد.
در گام بعدی باید اهداف همراستای ارزش‌های ما باشد. اهدافی که با ارزش‌های ما هماهنگ نباشند، محقق نخواهند شد و یا در صورت دست‌یابی به آنها، باعث ایجاد حس خوب نمی‌گردند.